«فنگ چینگ چن» ساحرۀ «برج مینگ یی»، سازمان سری حفاظت از خاندان سلطنتی، و «یوان لینگ» شاهزادۀ «وی غربی» است؛شاهزاده‌ای معروف به «گرگ وحشی» که ظاهری سرد و مرموز ؛ ولی باطنی گرم و محافظ دارد.
پس از گذر از اتفاقاتی، «فنگ چینگ چن» تحت تأثیر قابلیت‌های «یوان لینگ» به او علاقمند می‌شود؛ ولی از ترس بازداشتن محبوب از مقامی که لایق آن است، احساسات خود را زیرپا می‌گذارد؛ چرا که می‌داند، علی‌رغم همۀ خدماتی که به سرزمینشان کرده است، دربار به شدت با ازدواج شاهزاده با زنی با نیروهای جادویی مخالف است.
در این میان «یوان ژان» در جشن ازدواج دست به کودتا می‌زند و «چینگ چن»، برای جلوگیری از خونریزی و کشتار،  با استفاده از قدرت جادوییِ خود زمان را متوقف می‌کند. «چینگ چن» در نهایت موفق به حل مشکلات میان «یوان لینگ» و «یوان ژان» شده، باعث می‌شود که این دو دست به دست هم داده، درباریان فاسد را خلع کنند و آرامش را به سرزمینشان بازگردانند.